چه کسي تو را از مهربان شدن با من مايوس مي کند...
گناهي کرده ام به بلندي آسمان...
به گستردگي زمين...
به درخشندگي مهتاب...
به عظمت کوه ها ...
به شکوفايي گل ها...
گناه من گناهي است ، به لطافت گلبرگ شقايق...!
گناه من...
عشق است!!!
آري ...
گناهي که توبه اي در آن نيست و برگشتن از آن گناه محال است...
پس چه زيباست اين گناه که همچون شعله ها اتش به قلبم روشنايي بي حد مي بخشد...